چراغ
می دانید که فهم حسرت آب
خود
سرآغاز تشنگی ست،
و ما
اینجا
خیلی دیر به صرافت باران افتاده ایم.
پس همین جا
پیش من بمانید،
بیرون
هوا سرد است.
در این فاصله
بسیاری از ما
آن سوی دیوارها مرده اند.
راه دیگری نمانده است
ما باید خودمان
از خانه
چراغ می آوردیم که نیاوردیم.
چاره چیست جز احترام آب،
جز استعانت از علاقه به آدمی.
اینجا مدت هاست
خلاف پیش بینی باران
پیاله های ما را از ما گرفته
از همان بالای بام
بر سنگفرش کوچه شکسته اند.
سید علی صالحی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۱ ساعت 9:8 توسط شهین نعمتی
|
لطفن در صورت اشتراکگذاری شعرها و مطالب وبلاگ نام شاعر و نویسنده را ذکر کنید.