پروانه ها وقتی که می سوختن
شال و کلاه کن آسمون خیسه
چترتوا واکن گریه بارونه
حال و هوای برگ ریزون چشمامو
پاییزم نمیدونه
پروانه ها وقتی که می سوختن
تقدیرتو دوختن به تقدیرم
می ری نمی دونی که دور از تو
دنیام چقد غمگین و تاریکه
دنیای من تاریک و غمگینه
بار جدایی خیلی سنگینه
هر کس که از حالم خبر داره
از شونه هام این بارو برداره
لطفن در صورت اشتراکگذاری شعرها و مطالب وبلاگ نام شاعر و نویسنده را ذکر کنید.