خوشا کاروانی که شب راه طی کرد دم صبح اول به منزل نشیند

نوایی نوایی نوایی نوایی همه با وفایند تو گل بی وفایی
غمت درنهان خانه ی دل نشیند بنازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل سبک پرقدم زن مبادا غباری به محمل نشیند
نوایی نوایی نوایی نوایی همه با وفایند تو گل بی وفایی

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زه بامی که برخاست به مشکل نشیند
بنازم به بزم بنازم به بزم محبت که آن جا گدایی به شاهی مقابل نشیند
نوایی نوایی نوایی نوایی همه با وفایند تو گل بی وفایی
به پایت خلد خار آسان برارم چه سازم به خاری که بر دل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم که ازگریه ام ناقه درگل نشیند
خوشا کاروانی که شب راه طی کرد دم صبح اول به منزل نشیند
الهی برافتد الهی برافتد نشان جدایی جوانی بگذرد توقدرش ندانی
نوایی نوایی نوایی نوایی همه باوفایند تو گل بی وفایی

 

عثمان محمدپرست شب را طی کرد و دم صبح به منزل نشست...

 

ظلم

این ظلمه وقتی که زالوها 

تو جیب این مردم میلولن

وقتی که خیلی از این مردم

بی پوله بی پوله بی پولن

ای قاضی مردم چی میگن 

آبادی آبادی آبادی 

ای قاضی این مردم چی میخوان

آزادی آزادی آزادی 

 

"آهنگ این ظلمه وقتی که زالوهاPic محسن چاووشی"

"ترانه سرا: حسین صفا"

 

غم نان

 

این روزها 

 

از مردمی که غم نان دارند

 

جان می ستانند

 

 

خدای معجزه گر

کاش کسی بیاید بگوید

این تاریکی ها تمام می شود

این جان سوختن ها تمام می شود...

بگوید رویاها پشت این تاریکی ها منتظرند...

و ناگهان رویاها چشم دلم را روشن کنند 

و دستهای خالی ام را پر

و من بگویم راست می گفتی؛ خدا معجزه  کرد

 

عید فطر

عیدفطر

عید فطر

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است             سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب                      در مجلس ما ماهِ رخِ دوست تمام است

در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن                         بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

گوشم همه بر قولِ نی و نغمه چنگ است             چشمم همه بر لعلِ لب و گردش جام است

در مجلسِ ما عطر میامیز که ما را                     هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شِکَّر                              زان رو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است

تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه مقیم است                               همواره مرا کوی خرابات مقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است                     وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز              وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

با محتسبم عیب مگویید که او نیز                              پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی                         کایام گل و یاسمن و عید صیام است

آیین علی این است...

از کوفه برون آیید در تفرقه پرسیدیم
از اشهد ان مولا ما هیچ نفهمیدیم
با نام علی بردند با نام علی خوردند
ما چشم فرو بستیم در همهمه خوابیدیم

پشت هبل و عزا از نام علی لرزید
جنس تن ما از چیست کز او نهراسیدیم
او نان شب خود را می داد به مسکینان
ما نان گدا را هم در بادیه دزدیدیم..

جز خرقه نپوشیدیم جز مهر نبوسیدیم
از بحر علی اما یک قطره ننوشیدیم
شمشیر علی نا حق بر سینه نمی رقصید
ما پیرو او با تیغ بر قافله تازیدیم

 

آیین علی این است ابزار علی دین نیست
یک عمر در این منزل جز بت نپرستیدیم
او بود که صد طوفان از جای نمی بردش
مائیم که با هر باد صد دایره چرخیدیم

روزبه بمانی

احیا

همیشه می گوئیم خدایا جواب ما را بده

دعای ما را مستجاب کن...

اما این بار برعکس است

در آیه ۲۴ سوره انفال می گوید: استَجيبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم...

خدا می گوید تو جواب بده به من

جواب خدا و رسول را باید داد؛ رسول ظاهری در برون است و رسول باطنی در درون و مهم تر، که همان عقل و فهم ماست.

قرآن می گوید وقتی خدا یا پیامبر شما را صدا می زند، می خواهد شما را زنده کند...

این شبها شب احیاست

احیا یعنی زنده کردن، زنده کردن آنچه که در درون ما مرده

حالا باید تو بگویی کدام شوق و امید باید زنده شود؟

تو بخواهی که دوباره زنده شود هر آنچه که باید...

 

شهین نعمتی