از کوفه برون آیید در تفرقه پرسیدیم
از اشهد ان مولا ما هیچ نفهمیدیم
با نام علی بردند با نام علی خوردند
ما چشم فرو بستیم در همهمه خوابیدیم

پشت هبل و عزا از نام علی لرزید
جنس تن ما از چیست کز او نهراسیدیم
او نان شب خود را می داد به مسکینان
ما نان گدا را هم در بادیه دزدیدیم..

جز خرقه نپوشیدیم جز مهر نبوسیدیم
از بحر علی اما یک قطره ننوشیدیم
شمشیر علی نا حق بر سینه نمی رقصید
ما پیرو او با تیغ بر قافله تازیدیم

 

آیین علی این است ابزار علی دین نیست
یک عمر در این منزل جز بت نپرستیدیم
او بود که صد طوفان از جای نمی بردش
مائیم که با هر باد صد دایره چرخیدیم

روزبه بمانی